خیلی وقته اسمون از خوشحالی نمی باره .

خیلی وقته که چشا بغض خاکستری داره


خیلی وقته که دیگه یه سین هفت سینا کمه .

به جای سبزه و گل یه کاسه غصه و غمه

خیلی وقته عطر یاس تو کوچه ها حس نمی شه .

انگاری بوی گلا رفته برای همیشه

خیلی وقته که دیگه قناری ها نمی خونن

حتی بلبلا با گل ها الکی مهربونن

خیلی وقته که دیگه صدای فرهاد نمی یاد .

دیگه از بیستون عشق صدای فریاد نمی یاد

خیلی وقته که دیگه ستاره ها نور ندارن .

بچه ها اول مهر انگار دیگه شور ندارن

خیلی وقته که دیگه لیلی و مجنون نداریم .

خیلی وقته حتی یک عاشق مهربون نداریم


خیلی وقته که دیگه با هم صداقت نداریم . شایدم به مهربونی دیگه عادت نداریم