خیلی وقته!
خیلی وقته اسمون از خوشحالی نمی باره .
خیلی وقته که چشا بغض خاکستری داره
خیلی وقته که دیگه یه سین هفت سینا کمه .
به جای سبزه و گل یه کاسه غصه و غمه
خیلی وقته عطر یاس تو کوچه ها حس نمی شه .
انگاری بوی گلا رفته برای همیشه
خیلی وقته که دیگه قناری ها نمی خونن
حتی بلبلا با گل ها الکی مهربونن
خیلی وقته که دیگه صدای فرهاد نمی یاد .
دیگه از بیستون عشق صدای فریاد نمی یاد
خیلی وقته که دیگه ستاره ها نور ندارن .
بچه ها اول مهر انگار دیگه شور ندارن
خیلی وقته که دیگه لیلی و مجنون نداریم .
خیلی وقته حتی یک عاشق مهربون نداریم
خیلی وقته که دیگه با هم صداقت نداریم . شایدم به مهربونی دیگه عادت نداریم
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۸ ساعت 23:56 توسط لیلا
|